مرتضى راوندى

229

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به هيچ دين و مذهب و ملتى تعصّب خاص ندارند . به‌نظر آنها ، « مرد كامل ، و از لحاظ اخلاقى وارسته بايد از شرق ايران برخيزد و ايمان عربى داشته باشد و تحصيلات او عراقى يعنى بابلى بوده و در زيركى مانند يهوديان و در رفتار مانند عيسويان و در تقوا مانند يك راهب سريانى و در علوم جزئى يك يونانى و در تعبير اسرار ، يك هندى و بالاخره در زندگى معنوى يك متصوّف باشد . . . » « 1 » انديشه‌هاى علمى و فلسفى اخوان الصفا و ابن سينا در رسايل اخوان الصفا كه بالغ بر 1134 صفحه مىشود ، توضيح علمى جزر و مد و زلزله و خسوف و امواج صوتى و بسيارى ديگر از مسائل طبيعى هست و در عين‌حال ستاره‌بينى و كيمياگرى خرافى را نيز صريحا پذيرفته‌اند و احيانا از جادوگرى و علم اعداد نيز سخنى گفته‌اند . عقايد دينى رسايل ، چون بيشتر نوشته‌هاى متفكران اسلام است ، با انديشه‌هاى نوافلاطونى رابطهء نزديك دارد . مىگويند عقل فعّال از علت اولى يعنى خدا به‌وجود مىآيد و دنياى اجسام و نفوس از عقل فعال به‌وجود مىآيد و همهء چيزهاى مادى به وسيلهء نفس موجود مىشود و به كمك آن عمل مىكنند و نفس همچنان نگران و آشفته است تا به عقل فعال يا نفس جهان يا نفس كلى و اصل شود و براى اين وصول ، نفس بايد كاملا تزكيه شود ، اخلاق ، فن تزكيه نفس است و علم و فلسفه و دين وسيلهء حصول آن است ، بايد در راه تزكيه نفس در امور عقلى ، چون سقراط و در احسان به همهء خلق خدا چون مسيح و در بزرگى و تواضع چون على ( ع ) باشيم . وقتى عقل به‌وسيلهء معرفت ، آزاد شد ، بايد آزادى خويش را احساس كند و با فلسفه خوگيرد و عبارات قرآن را متناسب با فهم و درك مردم ، تأويل و تفسير كند ، توان گفت كه اين پنجاه و يك رساله از همهء توضيحاتى كه دربارهء فكر اسلامى در دوران حكومت عباسى به ما رسيده كاملتر است و از همه رسايل ديگر در اين زمينه مطمئن‌تر . عالمان بغداد اين رسايل را الحادآميز دانستند و به سال 545 ه ، 1155 م ) آن را بسوختند ، معذلك همچنان دست به دست مىرفت و در فلسفه اسلام و يهود ، نفوذى عميق داشت ، كه اثر آن را در نوشته‌هاى غزالى و ابن رشد و بن جبرول و هليوى توان ديد . ابو العلاى معرّى شاعر معروف نيز تحت تأثير آنها بود ، و شايد در ابن سينا نيز ، كه در زندگى كوتاه خود ، در انديشه عقلانى و اصالت نظر و عمق تفكر از اين جماعت همدل مؤتلف ، سبق گرفت ، بىاثر نبود .

--> ( 1 ) . نظر متفكران اسلامى دربارهء طبيعت ، تأليف دكتر حسين نصر ، ص 42 .